الشيخ أبو الفتوح الرازي

131

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

موسى ، راست گفت و به آن خداى كه توريت به موسى فرستاد . خلاف كردند در آن كه كدام دختر به او داد . وهب گفت : دختر مهين بود ، و روايتى كردند از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : دختر كهين بود . مجاهد گفت : چون موسى - عليه السّلام - اجل ده سال به سر برد ، شعيب دختر با او داد ، ده سال ديگر بر شعيب مقام كرد ، بيست سال بر او بماند ، آنگه دستورى خواست تا با مصر شود به زيارت مادر ( 1 ) و خواهر ، شعيب دستورى داد . موسى برخاست و اهل را بر گرفت و ( 2 ) مال و گوسپندان ( 3 ) و روى به مصر نهاد و ره راست رها كرد احتراز از ملوك شام ، و فصل زمستان بود و اهل او آبستن بود مقرب ( 4 ) ، و او تنها در بيابان مىرفت و ره ندانست . در راه كه مىرفت با كوه طور افتاد با جانب راست ، شبى تاريك بود و سرماى سخت ، زن را درد زادن بگرفت ، و آتش از آتش زنه فرو نيامد ( 5 ) ، چنان كه قصّه آن برفت . او نگاه كرد به جانب ( 6 ) طور ، آتشى ديد ، اهلش را گفت : درنگ كنى ( 7 ) كه من آتشى بديدم تا بروم و خبرى آرم يا پاره‌اى آتش ، و ذلك قوله : * ( أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ ) * . و در او سه لغت است : جذوة ، به فتح « جيم » و اين قراءت عاصم است ، و به ضمّ و آن قراءت حمزه است ، و كسر و آن قراءت باقى قرّاء است . قتاده و مقاتل گفتند : جذوة ، چوبى نيم سوخته باشد ، و جمعه جذى ، قال الشّاعر - شعر : باتت حواطب ليلى يلتمسن لها جزل الجذى غير خوّار و لا دعر . * ( لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ) * ، تا همانا شما گرم شوى . * ( فَلَمَّا أَتاها ) * ( 8 ) * ( ) * ، چون موسى - عليه السّلام - به آتش رسيد ، * ( نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الأَيْمَنِ ) * ، ندا كردند او را از جانب راست وادى ، يقال : شاطى الوادى و حافة النّهر ( 9 ) ،

--> ( 1 ) . آب ، آز : تا زيارت مادر و برادر . ( 2 ) . مش : با . ( 3 ) . آج ، لب ، آل ، كا : گوسفندان . ( 4 ) . كا : و وضع حمل نزديك آمده . ( 5 ) . آج ، لب ، آل : بيرون نيامد ، مش : بيرون نيامد چندان كه كرد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها كوه . ( 7 ) . آج ، لب : درنگى كن . ( 8 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : فلمّا جاءها ، به قياس با متن قرآن مجيد ، تصحيح شد . ( 9 ) . لب : حافو النهر ، چاپ شعرانى ( 8 / 459 ) : ضافة النّهر .